تدبیر مجنون
مذهبی
دو شنبه 11 شهريور 1392برچسب:, :: 15:3 :: نويسنده : هوا خوبه امشب... آسمان سیاه و آسمانیان سیاه پوش شده اند... فوج فوج ملائکه هبوط کرده اند و نقطه ای از زمین به نام بقیع را نور باران کرده اند... و بقیع...گریان است... گریان است و در انتظار جگر گوشه زهراست... آری ماه برای همیشه در محاق رفته است و از کوچه های مدینه غم می بارد...گویا که عرش خدا ترک خورده است. ای بقیع... ای مدفن دردانه های عالم.... ای راز دار اسرار الهی... لب باز کن... با من سخن بگو... از درد هایی که جگرت را به آتش کشیده است... بگو که امشب میزبان کدام ستاره ای... بگو که امشب از برای کدام هستی از دست رفته از دیده خون فشانیم... امشب خورشید ششم در خاک تو طلوع کرد... السلام علیک یا جعفر بن محمد ایها الصادق یابن رسول الله... ای آبرو مند درگاه الهی ، در پیشگاه خداوند ما را شفاعت فرما... عبدالحليم جندي مي نويسد: آن حضرت اعضاي خانواده اش را از رفتن روي بلندي باز مي داشت. روزي امام به خانه آمد. يکي از کنيزکانش که کودک او را نگهداري مي کرد و با کودک بالاي نردبان رفته بود، تا چشمش به حضرت افتاد از خطايي که کرده بود هول شد و بدنش لرزيد و کودک از دستش به زمين افتاد و از دنيا رفت. حضرت با چهره اي برافروخته بيرون رفت و هنگامي که سبب آن را از ايشان پرسيدند، فرمود: رنگ چهره ام به سبب مردن کودک نيست، بلکه بدين جهت است که کنيزک از آمدن من به وحشت افتاد. پس از آن به کنيز فرمودند: تو در راه خدا آزادي و از تو گذشتم. نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |